پدر, عشق و پسر

پدر، عشق و پسر؛ ده روایت از حضرت علی‌اکبر (ع)

کتاب پدر، عشق و پسر در ده فصل که با نام «مجلس» در کتاب آورده شده زندگی حضرت علی‌اکبر (ع) را از زبان عقاب، اسب ایشان بازگو می‌کند.

عقاب زندگی این حضرت را برای لیلی بنت ابی‌مرّه، مادر علی‌اکبر روایت می‌کند. لیلی بنت ابی‌مرّه که در حماسه‌ی عاشورا حضور نداشته و در بستر بیماری بوده است، داستان شهادت پسرش را از زبان اسب او که همواره همراهش بوده، می‌شنود. این ده مجلس به واقعه‌ی عاشورا در ماه محرم منتهی می‌شود.

«مجلس اول» چگونگی به ارث رسیدن عقاب به حضرت علیاکبر (ع) است و «مجلس دوم» ولادت ایشان را به تصویر می‌کشد و عقاب این‌طور آن لحظه را برای مادر حضرت علی‌اکبر علیهما السلام تعریف می‌کند :«عجیب بود این شباهت! آن‌قدر که من به محض تولد او، بوی پیامبر را در فضای حیاط استشمام کردم.یادت هست آن بی‌قراری‌های مرا؟ آن شیهه‌های بی‌وقتم را؛ آن سم زمین کوبیدن‌هایم را؟ آن‌قدر که اهل خانه را به عجز آوردم و تا نوزاد را نشانم ندادند، آرام نگرفتم.».

«مجلس سوم» روایت دوران جوانی آن حضرت است. زمانی که  امان به «عباس بن علی» و «علی بن الحسین» پیشنهاد می‌دهد که  سپاه حسین (ع) را ترک کنند و به دشمنان حسین بپوندند. پس از روایت این پیشنهاد، عقاب «مجلس چهارم» را که ادامه‌ی واقعه‌ی کربلا و قصه‌ی شب عاشورا است تعریف می‌کند. حضرت علی‌اکبر (ع) در این شب سوار بر عقاب به همراه بیست پیاده و سی سوار برای آوردن آب، خیمه‌ها را ترک می‌کنند.

عقاب در «مجلس پنجم» کتاب پدر، عشق و پسر راوی ابطه‌ی عاشقانه امام حسین (ع) و حضرت علی‌اکبر (ع) است. عقاب علاقه‌ی تکرارنشدنی بین‌ پدر و پسر  را این‌گونه بیان می‌کند :«گاهی احساس می‌کردم که رابطه حسین با علی اکبر فقط رابطه‎‌ی یک پدر و پسر نیست، رابطه‌ی یک باغبان با زیباترین گل آفرینش است.».

«مجلس ششم» کتاب، روایت حضور حضرت علی‌اکبر (ع) در میدان جنگ در کربلاست. ایشان مقابل دشمن این‌گونه شروع به رجزخوانی می‌کنند :«این منم، علی، فرزند حسین بن علی! سوگند به بیت الله که ماییم پرچمدار ولایت نبی. به خدا قسم که این دشمن بی‌پدر بر ما حکومت نمی‌تواند کرد. من با این شمشیر آخته به حمایت از پدرم ایستاده‌ام. و آن چنان که شایسته‌ی یک جوان هاشمی قریشی است، جنگ می‌کنم.». پس از حضور علی‌اکبر در صحنه‌ی جنگ؛ عقاب داستان تشنگی و عطش ایشان را در «مجلس هفتم» برای لیلی بازگو می‌کند.

«مجلس هشتم» که یکی از تاثیرگذارترین فصل‌های کتاب صوتی پدر، عشق و پسر است، روایت پیش‌روی علی‌اکبر به سمت دشمن و کشته شدن او به دست سپاه یزید است. سید مهدی شجاعی با قلم توانای خود توانسته است این صحنه‌ی دردناک و تلخ که منتهی به شهادت حضرت علی‌اکبر (ع) می‌شود را به تصویر بکشد. در «مجلس نهم» عقاب بی‌قراری امام حسین (ع) را پس از شهادت حضرت علی‌اکبر (ع) را برای  لیلی تعریف می‌کند.

 فصل آخر کتاب با عنوان «مجلس دهم» است که عقاب بیان می‌کند به زودی خواهد مرد و لیلی برای شنیدن لحظه‌های آخر عمر امام حسین (ع) باید به نزد امام سجاد (ع) برود.

درباره‌ی سید مهدی شجاعی 

سید مهدی شجاعی نویسنده و روزنامه‌نگار، سال ۱۳۳۹ در تهران به دنیا آمد. در جوانی تحصیلات خود را در دو رشته‌ی ادبیات نمایشی و حقوق همزمان شروع کرد ولی به دلیل علاقه‌اش به نوشتن تحصیلاتش را ناتمام گذاشت. شجاعی در مطبوعات و روزنامه‌های مختلفی از جمله صفحات هنری و فرهنگی روزنامه‌ی «جمهوری اسلامی»، ماه‌نامه‌ی «صحیفه» و مجله‌ی «رشد جوان» فعالیت خود را دنبال کرد و برای مدتی هم سرپرستی انتشارات «برگ» را برعهده گرفت.

سید مهدی شجاعی در دهه‌ی هفتاد ماه‌نامه‌ی «نیستان» را تاسیس کرد که عمر طولانی نداشت. او نقدهای اجتماعی‌اش را در این مجله منتشر ‌کرد که سبب شد فعالیت این ماه‌نامه متوقف شود. پس از تعطیل شدن این نشریه شجاعی «انتشارات نیستان» را تاسیس کرد.

سید مهدی شجاعی علاوه بر فعالیت در نشریات، چند فیلم‌نامه نیز نوشته است. او با کارگردانان به‌نامی از جمله «مجید مجیدی» و « بهزاد بهزادپور» همکاری داشته است و فیلم‌‌نامه‌های «بدوک»، «دیروز بارانی»، «پدر»، «چشم خفاش» و «قله دنیا ۲» از جمله فعالیت‌های سینمایی اوست. شجاعی مسئولیت‌های دیگری نیز در سینما داشته،  او به عنوان داور در چند دوره از «جشنواره فیلم فجر»، «جشنواره تئاتر فجر»، «جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان» و «جشنواره مطبوعات» هم حضور داشته است.

پدر, عشق و پسر

  • jigar-tala
  • ۱۸/۰۱/۱۳۹۹
  • 86 بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه