dont-be-sad-for-me

برای من غمگین نشوید مجموعه‌ای از چندین شعر چارلز بوکفسکی، نویسنده آمریکایی است. او در آلمان به دنیا آمد، مادری آلمانی و پدری امریکایی داشت و از همان دوران کودکی به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد. احتمالا خواننده ایرانی با رمان‌های بوکفسکی بیشتر آشناست اما او بیشتر از اینکه رمان‌نویس باشد یک شاعر است.

چارلز بوکفسکی هزاران شعر سرود و چندین رمان نوشته است. سردبیر مجله تایمز به چارلز بوکفسکی «ملک‌الشعرای فرودستان آمریکا» لقب داده است. ولی در واقع بزرگ‌ترین تحسین کنندگان بوکفسکی اروپایی هستند. مثلا ژان پل سارتر و ژان ژنه به او لقب بزرگ‌ترین شاعر آمریکا را داده‌اند.

از جمله کتاب‌های بوکفسکی:

  • کتاب عامه پسند
  • کتاب ساندویچ ژامبون
  • کتاب هالیوود از بوکوفسکی
  • کتاب هزارپیشه
  • کتاب آویزان از نخ
  • کتاب سوختن در آب غرق شدن در آتش

می‌توان گفت بیشتر شعرهای کتاب برای من غمگین نشوید پیرامون «مرگ» است. جمله ابتدایی کتاب نیز همین موضوع را می‌رساند: «مرگ می‌آید با پاهای ورم‌کرده و گل‌سرخی میان دندان‌هایش.»

برای من غمگین نشوید

در ابتدای کتاب نامه‌ای از بوکفسکی به جان ویلیام کرینگتون آمده است. کرینگتون به خاطر از دست دادن پدرش احساس فلاکت می‌کند و برای بوکفسکی نامه‌ای نوشت تا این بار گران را با کسی تقسیم کند. بوکفسکی نیز با همان سبک خاص خود نامه‌ای در جواب می‌نویسد. در ابتدا به مفهوم کلی مرگ و نحوه تسلی یافتن از آن می‌پردازد و سپس مرگ خودش را ترسیم می‌کند که بخشی از آن چنین است:

«بخت بلندی دارم. وقتی بمیرم چیزی جز چ. بوکفسکی برای از دست دادن ندارم. مرا از بوی جنازه‌ام پیدا می‌کنند. تا آن موقع آن قدر خشک شده‌ام که مثل تخته‌ای روی پله‌ها سُر بخورم. می‌توانم ببینم که زن صاحب‌خانه با یکی از خدمتکارهای پیر به سراغ وسایلم می‌آیند. «ببین این همه مجله زیر این میز چه کار می‌کند؟ تا به حال چنین مجله‌های مسخره‌ای ندیده‌ام…» و بعد همه چیز را در کیسه‌ای می‌ریزند و به ارتش آزادی‌بخش تحویل می‌دهند. خداحافظ چارلز بوکفسکی.»

فهرست شعرهایی که در کتاب برای من غمگین نشوید آمده است عبارتند از: خب، همیشه همین‌طور بوده / بادکنک‌ها / پرنده آبی / نمی‌شود کاری کرد / سلام و خداحافظی / سه و شانزده دقیقم و نیم / خواب دیدم / اعتراف / برای جِین / خراباتی / کفش‌های جِین / کمک کردن به پیرمردها / نهایت اندوه / درباره درد / کجا بگذارمش؟ / شعری برای چهل و سومین تولدم / نصیحت دوستانه به بسیاری از جوانان / تعریف / قرچ قرچ / سر درآوردن / جرم، حساب می‌کند / مامان / مسخ / شعر، شهری است / آدم‌فضایی‌ها / کمی قبل از این بود / مردی که کمی اون طرف‌ترها رو می‌زنی! / پا به آتش / رویا / بیاید بگذاریم بروند / یکی برای جاده / این را تصور کن! چرا این همه شعر درباره مرگ می‌نویسی؟ / سلام من آمدم! / حاشیه‌نویسی / موقعیت غریب ما / پیشنهادی برای برنامه‌ریزی / اولین شعر پس از برگشت / فراموش کنید! ما، از گونه دایناسورها / جمع‌بندی / شعرهایی که پیدا می‌شوند / این‌جا اصلا چیزی نیست / فکر و دل.

در نگاه اول احتمالا یک نوع بدبینی و پوچ‌گرایی در این شعرها به چشم بیاید. اما اگر با متن‌های بوکفسکی آشنایی داشته باشید می‌دانید که او در پی چیز دیگری است. طنز سیاه و مسخرگی همیشگی او در برخورد با موارد مختلف در زندگی تقریبا در همه شعرها و نوشته‌هایش وجود دارد اما در عین حال معنای دیگری هم از همه این‌ها برمی‌آید.

درست است که از نظر بوکفسکی زندگی، مخصوصا برای کسانی که وضعیت مالی مناسبی ندارند، ارزش آن همه زحمت را ندارد اما در واقع او می‌گوید، حال که مجبوریم زندگی کنیم پس بهتر است از آن لذت و استفاده ببریم. در لحظه باید زندگی کرد، زیاد فکر کنیم و کاری را که باید، انجام دهیم و اگر کاری را که دوست داریم پیدا کردیم بهتره اجازه بدیم غرق شویم. در غیر این صورت، اگر یک زندگی مکانیکی از روی قواعد داشته باشیم، اگر مدام دنبال چیزهایی باشیم که فکر می‌کنیم بدون آن‌ها خوشبخت نخواهیم بود، این شکل از زندگی تفاوتی با مرگ ندارد. حتی شاید مرگ بهتر هم باشد.

در این مجموعه شعر پرنده آبی هم آمده است. شعری که بسیار معروف است و از روی آن انیمیشن‌های مختلفی نیز ساخته شده است. این شعر پراحساس درباره دنیای درون ماست که به دنیای بیرون نشانش نمی‌دهیم. دنیایی که بسیار آسیب‌پذیر است.

dont-be-sad-for-me-2

پرنده آبی

پرنده‌ای آبی در قلب من است
که می‌خواهد بزند بیرون
اما به او سخت می‌گیرم
می‌گویم
همان‌جا بمان
نمی‌گذارم کسی تو را ببیند
پرنده‌ای آبی در قلب من است
که می‌خواهد بزند بیرون
اما روی او شراب می‌ریزم
و هرزه‌ها و کافه‌من‌ها و بقال‌ها
اصلا نمی‌دانند
که او آن‌جاست.
پرنده‌ای آبی در قلب من است
که می‌خواهد بزند بیرون
اما من به او سخت می‌گیرم
می‌گویم
آرام بمان
می‌خواهی عصبانی‌ام کنی؟
می‌خواهی همه کارها را خراب کنی؟
می‌خواهی فروش کتاب‌هایم را در اروپا به هم بریزی؟
پرنده‌ای آبی در قلب من است
که می‌خواهد بزند بیرون
اما حواس من جمع است
فقط می‌گذارم بعضی شب‌ها
که همه خواب‌اند
بیرون بیاید
می‌گویم
من می‌دانم تو آن‌جایی
پس غصه نخور!
بعد می‌گذارمش سرِ جایش
اما آن‌جا کمی آواز می‌خواند
به او اجازه نداده‌ام بمیرد
و باهم می‌خوابیم
به عهد مخفی‌مان
و همین برای درآوردن اشک یک مرد
کافی‌ست
اما من گریه نمی‌کنم
شما چطور؟

تقریبا همه شعرهای این مجموعه درجه‌یک و خواندنی هستند. برخی از آن‌ها شاید کمتر احساسات را دیگر کند و یا تاثیرگذاری آنچنانی نداشته باشد اما در کل مترجم کارش را خوب انجام داده است. چند نمونه‌ی دیگر از شعرها کتاب برای من غمگین نشوید را در ادامه ذکر می‌کنیم.

نمی‌شود کاری کرد

جایی میان قلب هست
که هرگز پر نمی‌شود
یک فضای خالی
و حتی در بهترین لحظه‌ها
و عالی‌ترین زمان‌ها
می‌دانیم که هست
بیشتر از همیشه
می‌دانیم که هست
جایی میان قلب هست
که هرگز پر نمی‌شود
و ما
در همان فضا
انتظار می‌کشیم و
انتظار می‌کشیم.

نصیحت دوستانه به بسیاری از جوانان

برو تبت
شترسواری کن!
کفشاتو رنگ آبی بزن!
ریش بذار!
با یه قایق کاغذی دور دنیا رو بگرد!
فقط با یه طرف دهنت آدامس بجو!
با زنی ازدواج کن که یه پا بیشتر نداره
بعد اسمتو رو بازوش حک کن!
با یه تیغ کند اصلاح کن!
با گازوییل مسواک بزن!
همه روز بخواب و شب از درختا برو بالا!
سرتو ببر زیر آب و ویولن بزن!
جلوی چند تا شمع صورتی رقص شکم بکن!
سگتو بکش!
تو انتخابات شهرداری شرکت کن!
تو بشکه زندگی کن!
با تیشه بزن سرتو بشکن!
زیر بارون لاله بکار!
اما شاعر نشو!

سلام من آمدم!

وقتی مرگ با آخرین بوسه سردش بیاید
آماده هستم.
(به سهم خودم
بوسه‌های مرگ‌بار را
تجربه کرده‌ام.)
زنان دیوانه‌ای که کمک می‌کرند
ساعت‌ها و سال‌ها را هدر بدهم
برای تاریکی آماده‌ام کرده‌اند.
وقتی مرگ با آخرین بوسه سردش بیاید
آماده هستم:
یک هرزه دیگر
که می‌آید
تیغم بزند.

نویسنده: چارلز بوکفسکی

ترجمه: سینا کمال آبادی

  • کلیک بوک
  • ۲۱/۰۲/۱۳۹۹
  • 49 بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه