کتاب دیار شاپرک

در عبور از آفتاب خاطرات می‌نشینم در کنار پنجره می‌فشارد تنگ و تار پنجره در مسیر چشم‌هایم می‌رسد ناگهان پروانه‌ای بر روی میز من سوار بال‌هایش می‌شوم روی خط و نقطه‌های ریز ریز می‌پرم تا سال‌های آینه سال‌های پر زشور بچگی می‌پرم تا عطر گندمزارها بی‌خیال ازهای و هوی زندگی

نویسنده : سیده‌طاهره‌السادات خوش‌دل

  • کلیک بوک
  • ۱۲/۱۲/۱۳۹۸
  • 97 بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه